حضور گسترده و چشمگیر آموزش مجازی در زندگانی امروزی و بویژه پس از همهگیری ویروس کرونا نیاز به ارزیابی نقش و جایگاه آن در قلمرو آموزش را بیش از گذشته آشکار کرده است. در همین راستا ضرورت بررسی نقش آموزش مجازی در نظامهای آموزشی با نظر به نکتههایی آشکارتر میشود. نخست این که آموزش مجازی ایدهای به نسبت جدید است که از سویی هنوز پیامدها و قابلیتهای آن کامل و جامع ارزیابی نشده است و از سوی دیگر نسبت به دیگر کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در قلمروهای دیگر زندگانی امروزی (برای نمونه کاربرد در بخش صنعت یا اقتصاد) از اهمیت و حساسیت ویژهای برخوردار است چرا که در قلمرو آموزش موضوع نه یکی از جنبههای زندگی آدمي (برای نمونه بعد اقتصادی) بلکه خود انسان و آموزش او است. بیش از این چگونگي تجربه جهان پیرامون و رخدادهای آن از سوی فراگیران در آموزش مجازی با تجربه طبیعی جهان تفاوتهایی دارد. توصیف و تحلیل اين تفاوتها براي نظامهای آموزشی مهم است زیرا به روشنگری بیشتر فرصتها و محدودیتهای آموزش مجازی میانجامد.
در این زمینه پژوهشهای زیادی نیز منتشر شده است. در این میان آن چه کتاب حاضر را از آثار پیشین متمایز میکنند نوع نگاه فلسفی این کتاب به نقش و جایگاه آموزش مجازی در نظامهای آموزشی امروزی است. بدین ترتیب در این کتاب و در فصل نخست با عنوان نگاهی به فلسفه فناوری، با نگاهی تحلیلی مفهوم فناوری تعریف و ویژگیهای آن ترسیم میشود و در ادامه رویکردهای فلسفی به فناوری دسته بندی و به دنبال آن رویکردهای فلسفی/اخلاقی به فناوری اطلاعات و ارتباطات، که در تحولی تاریخی پدید آمده و گسترش یافتهاند، توصیف و ارزیابی میشوند. در فصل دوم با عنوان رویکردهایهای فلسفی درباره نقش فاوا در آموزش، رویکردهایی چون رویکرد فننگر، رویکرد انتقادی و رویکرد پساساختارگرا و برخی دیدگاههای آنها معرفی و ارزیابی میشوند. در فصل سوم ابتدا به معرفی پساپدیدارشناسی و برخی از مفاهیم آن(چندگانگی و شفافیت) پرداخته شده است و در ادامه توصیفی پساپدیدارشناختی از آموزش مجازی و دو مورد از مهمترین فناوریهای نوین دخیل در آن(رایانه و ابرمتن) ارایه شدهاست. در این فصل پرسش اصلی این بوده است که آموزش مجازی چگونه تجربه و شناخت فراگیران درباره جهان را دگرگون میکند. در فصل چهارم با عنوان قابلیتهای پداگوژیک آموزش مجازی به معرفی ویژگیها و برخی قابلیتهایی میپردازیم که نسل نو یادگیری الکترونیکی فراهم نموده است. در این فصل با تمرکز بر موکها به عنوان نمونهای از آموزشهای مجازی قابلیتهایی پداگوژیک چون یادگیری فراگیر، ابزارهای تعامل چندگانه و پویا، ساخت فعال دانش، هوش مشارکتی، بازخورد فوری تکرارپذیر و همترازان، و سرانجام یادگیری فردی شده ترسیم و تبیین شدهاند. در فصل پنجم به برخی دشواریهای بهرهگیری از آموزشهای مجازی پرداخته شده است. این دشواریها و تنگناها میتوانند از دیدگاههای گوناگونی طرح و بررسی شوند. برای نمونه میتوان بر مبنای پیامدهای عملی حاصل از آموزش مجازی درباره چنین دشواریهایی سخن گفت. در این صورت چنین بررسی از منظر عملگرایی خواهد بود. اما در این کتاب و با توجه به طرح دیدگاههای انتقادی و پساساختارگرا در فصل دوم، دو دشواری عمده، یکی از منظر انتقادی و دیگری از منظر پدیدارشناسانه مطرح و تبیین شدهاند و سپس با نظر به نظریه ویلفرد کار درباره عمل تربیتی، نقش تدریس همچون عملی هنجاری درآموزشهای مجازی نقد و ارزیابی شده است. در فصل ششم نیز در تاملات پایانی ملاحظات بهرهگیری از آموزش مجازی ترسیم شدهاند. در پیوست پایانی کتاب نیز برخی ابزارهای متداول وب در آموزش مجازی تا زمان نگارش کتاب حاضر معرفی شدهاند. در پایان این پیشگفتار سپاسگزار همه همکاران و دانشجویان عزیزی هستیم که به شکلی ما را در نگارش این کتاب یاری رساندهاند.
سعید ضرغامی همراه
حمید احمدی هدایت
