پیشگفتار
ویروس همهگیر کرونا جهان را در حوزههای مختلف با بحرانی عظیم مواجه کرد و بسیاری از فعالیتها بهواسطهی شیوع این ویروس متوقف و یا دستخوش تغییر و تحول شد. آموزش و یادگیری نیز یکی از این حوزههای مهم و تأثیرگذار بود که باید با ایجاد تغییراتی تداوم پیدا میکرد. متولیان نظامهای آموزشی در سراسر جهان، برای این امر بیدرنگ، آموزش مجازی را در دستور کار خود قرار دادند و با ابزارهای فناورانهی مختلف، به آموزش فراگیران بهصورت مجازی پرداختند و تحولات و خلاقیتهایی را در این حوزه رقم زدند. هرچند این تحولات بیشتر برای پاسخگویی به نیاز فوری و اضطراری به تداوم آموزش بود. بروز این تحولات در کوتاهمدت قابل درک بود، اما این نیاز نیز احساس میشد که با جستجوی بیشتر در ماهیت آموزش مجازی در بلندمدت به فرایند بهسازی محیطهای یادگیری پرداخته شود.
در نتیجه، قابلیتهای آموزش مجازی، این امکان را برای فراگیران فراهم کرد که به جوامع یادگیری متنوع با شرکتکنندگانی از مکانهاي مختلف بپيوندند و همچنین از فرصتهاي يادگيري گستردهای که سخنورانی در سراسر کشور و یا حتی جهان دارد، بهره ببرد. فراگیران همچنین با دعوت از همسالان و معلمان از مکانهايی مختلف، این امکان را داشتند تا برای خود فرصتهاي يادگيري ايجاد کنند.
اما این پایان راه آموزش مجازی نیست و ضروری است پژوهشگران و کنشگران این حوزه میبایست با نگاهی عمیقتر، این آموزشها را رصد نموده و در مسیر اصلاح معایب و نواقص آن بکوشند. با توجه به اینکه فناوری پایهی اصلی اینگونه آموزشهاست، بدون شک نگاه فلسفی به فناوری، دریچهای نو از تأثیر و تأثر را به روی صاحبان اندیشه و فعالان و سیاستگذاران این عرصه خواهد گشود.
منابع بسیاری در زمینهی آموزش مجازی، بهویژه از نگاه فنی و مهندسی منتشر شده است، اما آنچه این پژوهش را از دیگر پژوهشهای انجام شده متمایز میکند، نگاه فلسفی از دریچهی رویکرد پساپدیدارشناسی به آموزش مجازی است. پساپدیدارشناسی میتواند بهعنوان یکی از رویکردهای معاصر فلسفهی فناوری است که میتواند نگاهی عمیق به ابعاد و زوایای پنهان اینگونه آموزشها ارائه دهد تا از این طریق بتوان به نحوهی دگرگونی تجربه و ادراک کاربران فناوری در آموزش مجازی پیبرد و با تشخیص تقلیل (کاهش) و تقویت (افزایش) آموزش فناورانه، درپی اصلاح نحوهی استفاده از فناوریها بود و برای بهبود کیفیت یادگیری و بهسازی محیطهای آموزش مجازی تلاش کرد.
ازاینرو، در این کتاب و در فصل نخست، ابتدا به رویکردهای فلسفهی فناوری، از جمله ابزارگرایان، برساختگرایان و پدیدارشناسان پرداخته میشود و از دریچهی رویکرد پدیدارشناسی، نگاهی به شاخههای مختلف این رویکرد، از جمله تلاشهای هوسرل و هایدگر انداختهشد. در انتهای آن به تحولی اشاره شد که در پدیدارشناسی کلاسیک رخ داده است.
در فصل دوم، برای روشن شدن تحولات پدیدارشناسی کلاسیک، به سیر تاریخی تکوین پساپدیدارشناسی، در مسیر چرخش تجربی فناورانهی مورد اشارهی دون آیدی توجه میشود و ماهیت پساپدیدارشناسی در گذر زمان تبیین خواهد شد. در فصل سوم، بر مهمترین مفاهیم پساپدیدارشناسی، از جمله روابط فناورانهی چهارگانهی آیدی و روابط فناورانهی سهگانهی فربیک با انسان ـ جهان ـ محیط تمرکز خواهد شد و مفاهیمی از قبیل شفافیت، چندگانگی و جز آن، بهعنوان مفاهیم محوری این حوزه بحث میشوند. در ادامه، از پساپدیدارشناسی، بهعنوان رویکردی در مطالعات موردیِ مربوط به فناوری آموزشی یاد خواهد شد.
در فصل چهارم، باتوجهبه شیوع ویروس کرونا، به انواعی از سبکهای تدریس مجازیِ غالب در کشورها اشاره میشود. سپس ضمن پیشنهاد آموزش ترکیبی در پساکرونا، به تنگناهای آموزش مجازی، از جمله ملازمت بدنی، توجه به تقلیلهای مجازگونگی آموزش مجازی، حواسپرتی دیجیتالی و کمبود احساس تعلق و ارتباط پرداخته خواهد شد.
در فصل پنجم، باتوجهبه اینکه آموزش مجازی با حضور فناوریهای نوین محقق میشود، با توسل به مفاهیم پساپدیدارشناسیِ توصیفی از مهمترین فناوریهای دخیل در آموزش مجازی، از جمله رایانه، اینترنت، ابرمتن و ویدئو برشمرده شدند.
در فصل ششم، پس از تبیین هستیشناختیِ رابطهای پساپدیدارشناسی که در آن عینیت و ذهنیت در ارتباطات بین انسان و فناوری شکل میگیرد، با کمک چهار مفهومِ «نسبتهای فناورانه»، «چندگانگی»، «شفافیت» و «استراتژی رابطهای»، به ارائهی استلزامات این مفاهیم در آموزش مجازی پرداخته شد. سپس با نگاهی منتقدانه، رویکرد پساپدیدارشناسی بررسی و تحلیل شد تا در کنار وجوه مثبت این رویکرد، نیمنگاهی به کاستیهای آن نیز انداخته و درنهایت برای آشنایی و کاربست فراگیران و علاقمندان، چند نمونه از بنسازههای مرسوم و متداول در آموزشهای مجازی، از جمله کورسرا، یودمی، یوداسیتی، ادکس، آکادمی خان و… معرفی خواهند شد.
با توجه به اینکه کتاب پیش رو در ادامة فعالیتهای پژوهشی نگارنده است که در دورهی دکترای دانشگاه شاهد تهران به انجام رسیده و در این زمینه پژوهشهایی نیز با همکاری استادان گرانقدرم انجام شده است، بر خود لازم میدانم از اندیشمندان فرهیخته آقایان دکتر محسن فرمهینی فراهانی، دکتر سعید ضرغامی، دکتر سید مهدی سجادی و خانم دکتر رقیه موسوی، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. همچنین از همة بزرگوارانی که به هر نحوی در نگارش این کتاب، به بنده یاری رساندهاند، بینهایت سپاسگزارم.
حمید احمدی هدایت
