یادداشت‌ها

تربیت و میهن‌دوستی به مثابه مقاومت

تاریخ انتشار۱۴۰۴
نوع محتوایادداشت

میهن فقط یک قرارداد سیاسی یا محدوده‌ای محصور در مرزهای خاکی نیست؛ بلکه افق معنایی و بستر در-جهان-بودن انسان است. انسان اصیل در یک خلأ انتزاعی زندگی نمی‌کند، بلکه در یک سنت، تاریخ و جغرافیای خاص اسکان می‌یابد. در عصر پست‌مدرن و استعمار فرانو که جهانی شدن به دنبال تحمیل هویتی جهان‌وطن، بی‌ریشه و مصرف‌زده است. میهن‌دوستی از یک احساس نوستالژیک، به یک سپر هستی‌شناختی برای صیانت از سوژه‌ی ایرانی-اسلامی می تواند تغییر یابد. جنگ رمضان و صف‌آرایی جبهه مقاومت، تجلی عینی همین دفاع هستی‌شناختی است. در این نبرد و دفاع از خاک، در امتداد دفاع از معنای توحیدی حیات قرار می‌گیرد و حدیث شریف حُبُّ الوَطَن منَ الإیمان معنایی پدیدارشناسانه می‌یابد؛ چرا که ایمان بدون داشتن قرارگاهی عینی برای شکوفایی در حد یک ایده ذهنی باقی می‌ماند. میهن، در واقع همان بدن منبسط‌شده‌ی یک ملت است که اراده‌ی معطوف به حقانیت خود را در برابر سلطه‌گری باطل زمانه به رخ می‌کشد. با این خوانش، رسالت تربیت در نظام آموزشی، عبور از ملی‌گرایی تنگ‌نظرانه به سوی پرورش میهن‌دوستی انتقادی و توحیدی است. در این چشم‌انداز تربیت اصیل باید بتواند پیوندی میان دانش‌آموز و زیست‌جهان ایرانی-اسلامی‌اش احیا کند. معلم راهبری وجودی است که شاگردان را از ورطه از خودبیگانگی برآمده از فضای مجازی، به سوی ریشه‌دار شدن عمیق در خاک فرهنگ و تاریخ خویش هدایت می‌کند. دانشگاه فرهنگیان وظیفه دارد معلمانی تربیت کند که معماران این سکنی‌گزیدن اصیل باشند. برنامه درسی ما باید روایتی حماسی، حکیمانه و زیبایی‌شناسانه از ایران ارائه دهد تا نسل آینده، میهن را نه صرفاً یک زیست‌گاه تصادفی، بلکه امانتی الهی و سنگر مقاومت در برابر یکسان‌سازی فرهنگی نظام سلطه بداند. تنها با چنین تربیتی است که عشق به میهن می‌تواند به موتور محرک پیشرفت، ایستادگی و تمدن‌سازی بدل شود.

دیدگاهتان را بنویسید