تاریخ۱۴۰۴
نشریهرهیافت
چکیده
استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری روزمره تبدیل به پدیدهای فراگیر در میان مردم شده است. فرآیندی که طی آن افراد در فعالیتهای روزانه خود به نوعی پردازشهای ذهنی خود را به سیستمهای فناورانه بیرونی واگذار میکنند. اگرچه این امر در وظایف محاسباتی موجب افزایش بهرهوری و تسریع میشود، اما گسترش آن به قلمرو هنجاری اخلاق باعث نگرانی و بروز پرسشهای ژرف فلسفی خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل پیامدهای واسپاری پردازشهای ذهنی عادتگونه به هوش مصنوعی و تأثیر ساختاری آن در عاملیت اخلاقی انسان میپردازد. برای دستیابی به این هدف با اتخاذ رویکردی فلسفی-تحلیلی و بهرهگیری از یک چارچوب نظری سهوجهی مبتنی بر حکمت عملی ارسطو، خودمختاری کانت، و مفهوم مسئولیت به تحلیل رابطه میان انسان و هوش مصنوعی پرداخته شد. یافتهها نشان از آن دارد که واگذاری تأملات اخلاقی به الگوریتمهای هوش مصنوعی، ساختار بنیادین عامل اخلاقی را از سه طریق تضعیف میکند: ۱) با حذف اصطکاک اخلاقی لازم در تصمیمگیریها، منجر به زوال حکمت عملی میشود (مهارتزدایی اخلاقی)؛ ۲) با جایگزین کردن خروجیهای غیرشفاف ماشین به جای خودقانونگذاری مستقل، باعث میشود تا وضعیتی از ناخودمختاری الگوریتمی پدید آید؛ و در نهایت ۳) با ابهامآلود کردن پاسخگویی، یک شکاف مسئولیت روانشناختی ایجاد میکند. نتیجه اینکه با برونسپاری تأمل اخلاقی به هوش مصنوعی، خطر افتادن در دام نگاه ابزارانگارانه افراطی به فناوری را به جان میخریم. اگرچه هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک یاور و پشتیبان اطلاعاتی عمل کند، اما برخورد با آن به عنوان یک نایب و تصمیم گیرنده اخلاقی میتواند خطر تهیسازی فاعل اخلاقی را در پی داشته باشد. توسعه سواد انتقادی هوش مصنوعی کاربران و توجه به اصطکاک تاملی در طراحی ابزارهای هوش مصنوعی برای برون رفت از این مسئله را میتوان توصیه نمود.
کلیدواژهها: هوش مصنوعی ، عاملیت اخلاقی ، حکمت عملی ،خودآیینی ، فلسفه فناوری
